ترجمه "overlevende" به فارسی
بازمانده, شخص زنده بهترین ترجمه های "overlevende" به فارسی هستند.
overlevende
particle
iemand die een levensbedreigende situatie overleefd heeft [..]
-
بازمانده
nounJe bent in een helikopter vertrokken met een groep overlevenden vertrokken naar Alaska.
تو با يه عده از بازمانده ها سوار هليکوپتر شدين و به سمت آلاسکا حرکت کردين.
-
شخص زنده
nounOm een overlevende te zoeken.
دنبال يه شخص زنده از بينگو ميگردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overlevende " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن