ترجمه "pad" به فارسی

مسیر, تریل, مالرو بهترین ترجمه های "pad" به فارسی هستند.

pad noun feminine neuter دستور زبان

een op een kikker lijkende amfibie [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسیر

    Ik zat niet langer aan een uitgestippeld pad vast.

    دیگر به یک مسیر از پیش تعیین شده تعلق نداشتم.

  • تریل

    weg

  • مالرو

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pad"

عباراتی شبیه به "pad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه