ترجمه "pan" به فارسی

dig, سفال, قابلمه بهترین ترجمه های "pan" به فارسی هستند.

pan noun feminine دستور زبان

keukengereedschap om in te koken of braden [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • dig

    noun
  • سفال

    noun feminine
  • قابلمه

    Ik ga de pannen schrobben en m'n haar wassen.

    ميرم قابلمه ها رو بسابم بعدشم ميرم موهامو بشورم.

  • ترجمه های کمتر

    • ماهی تابه
    • پان
    • کاشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pan
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پان

    Hoewel Lord Pan niet werd gestraft voor zijn verraad, verdween zijn naam in schande.

    هرچند جناب پان بخاطر خيانتش مجازات نگرديد ولي نام او با ننگ و خيانت از بين رفت

تصاویر با "pan"

عباراتی شبیه به "pan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه