ترجمه "parasol" به فارسی

سايبان, سایهبان, چتر بهترین ترجمه های "parasol" به فارسی هستند.

parasol noun masculine دستور زبان

Klein, in de hand gedragen scherm als beschutting tegen de zonnestralen, vooral door vrouwen gebruikt.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سايبان

    Een zonnebader ligt te zonnen, en wordt doorboord door'n parasol.

    مراقب کسب و کارشه در قلبش خنجري فرو شده از يه سايبان ساحلي گريزان

  • سایهبان

    noun masculine
  • چتر

    noun masculine

    Maar met bijpassende parasol.

    ولی با یه چتر آفتابی ِ هماهنگ با لباس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parasol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "parasol"

اضافه کردن

ترجمه های "parasol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه