ترجمه "passief" به فارسی
مجهول, منفعل, پاسیو بهترین ترجمه های "passief" به فارسی هستند.
passief
adjective
دستور زبان
-
مجهول
adjectiveDie zegt hetzelfde, maar dan in de passieve vorm:
وقتی همین جمله را به فرم مجهول میگوییم.
-
منفعل
adjectiveIk was een passieve observator van de medische wereld.
من در واقع شاهدی منفعل در زمینه ی دانش پزشکی بودم.
-
پاسیو
noun common
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passief" با ترجمه به فارسی
-
جهت فعل
-
بدهی · ستون بدهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن