ترجمه "pastoor" به فارسی
کشیش, کشیش محلی بهترین ترجمه های "pastoor" به فارسی هستند.
pastoor
noun
masculine
دستور زبان
-
کشیش
nounEn pastoor Rick had het zojuist over schapen.
کشیش ریک فقط در باره برّهها صحبت میکنه. منم در بارهشون صحبت خواهم کرد.
-
کشیش محلی
beroep
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastoor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pastoor" با ترجمه به فارسی
-
پدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن