ترجمه "patroon" به فارسی

الگو, فشنگ, کارتریج بهترین ترجمه های "patroon" به فارسی هستند.

patroon noun masculine feminine neuter دستور زبان

Een grafische voorstelling, in het bijzonder een gedetailleerd plan voor een constructie of een fabrikaat. (Bron: AMHER) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • الگو

    noun

    vorm

    We zien dat patroon nu ook echt in jouw brein verschijnen.

    در واقع، ما آن الگو را میبینیم که در مغزهای شما پدیدار میشود.

  • فشنگ

    noun

    munitie

    Nee, Steve, we moeten de patronen sparen.

    نه ، استيوو من بايد اين فشنگ ها رو نگه دارم

  • کارتریج

    noun masculine

    Schiet met'n 9-millimeter patroon.

    کارتریج 9 میلیمیتری خودشو شلیک میکنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patroon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "patroon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه