ترجمه "pels" به فارسی

پوست, چرم, خز بهترین ترجمه های "pels" به فارسی هستند.

pels

De behaarde vacht van een zoogdier, gebruikt bij het maken van kleding en als garneersel of als decoratie. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Mijn oom had de pels van een Sasquatch.

    داییم یک یه پوست پشمیه ساشکوات داشته.

  • چرم

    noun
  • خز

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • پت
    • کرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pels " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pels" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه