ترجمه "pictogram" به فارسی

نماد, تصویرنگار, تصویرنگاشت بهترین ترجمه های "pictogram" به فارسی هستند.

pictogram noun neuter دستور زبان

Een beeld dat een woord of een idee als illustratie weergeeft.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماد

    noun
  • تصویرنگار

    Een beeld dat een woord of een idee als illustratie weergeeft.

  • تصویرنگاشت

    Het was enkel een pictogram

    و آن فقط یک تصویرنگاشت بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pictogram " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pictogram" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه