ترجمه "pijl" به فارسی
تیر, فلش, tir بهترین ترجمه های "pijl" به فارسی هستند.
pijl
noun
masculine
دستور زبان
projectiel [..]
-
تیر
nounwapen [..]
De tijd vliegt als een pijl.
زمان مثل تیر میگذرد.
-
فلش
Maar op mijn linkernetvlies is er een bobbel, aangeduid met een rode pijl.
ولی روی شبکیه چشم چپم یک برآمدگی وجود داره، که اونجا با یک فلش قرمز نشون داده شده.
-
tir
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pijl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pijl
proper
masculine
دستور زبان
Pijl (symbool) [..]
-
پیکان
nounPijl (sterrenbeeld) [..]
Er is een morele pijl. We hebben in de loop van de tijd morele vooruitgang gezien.
یک پیکان اخلاقی هست. ما در طول زمان پیشرفت اخلاقی میبینیم.
-
فلش
symbool
Maar op mijn linkernetvlies is er een bobbel, aangeduid met een rode pijl.
ولی روی شبکیه چشم چپم یک برآمدگی وجود داره، که اونجا با یک فلش قرمز نشون داده شده.
عباراتی شبیه به "pijl" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان
-
تیر و کمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن