ترجمه "pijp" به فارسی
شیپوره, نوك, پیپ بهترین ترجمه های "pijp" به فارسی هستند.
pijp
noun
verb
feminine
دستور زبان
Een stijve buis die water, stoom of andere vloeistof vervoert, zoals gebruikt in de leidingen en tal van andere toepassingen. [..]
-
شیپوره
noun feminine -
نوك
noun feminine -
پیپ
ابزاری برای کشیدن دود توتون
Op één moment zag hij een man in badjas die een pijp rookte,
در یک مناسبت، مردی را دید که حوله پوشیده بود در حالی که پیپ می کشید،
-
ترجمه های کمتر
- قليان
- لوله
- نازل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pijp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pijp"
عباراتی شبیه به "pijp" با ترجمه به فارسی
-
ساک زدن · کیر مکیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن