ترجمه "pion" به فارسی

سرباز, مهره, پیاده بهترین ترجمه های "pion" به فارسی هستند.

pion noun masculine neuter دستور زبان

Algemene naam voor een speelfiguur bij bordspellen. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    Een schaakstuk, het minst waardevolle.

    Een nederige pion dat de de koninkrijken omlaag kan brengen.

    يه سرباز پياده ميتونه تخت پادشاهي رو به زير بکشه.

  • مهره

    noun masculine

    Ben ik niet gewoon een pion in dit spel?

    من فقط يه مهره تو اين بازي هستم ؟

  • پیاده

    noun masculine
  • پیون

    natuurkunde

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pion
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    schaken

    Een nederige pion dat de de koninkrijken omlaag kan brengen.

    يه سرباز پياده ميتونه تخت پادشاهي رو به زير بکشه.

تصاویر با "pion"

اضافه کردن

ترجمه های "pion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه