ترجمه "pistool" به فارسی
سلاح کمری, اسلحه دستی, تپانچه بهترین ترجمه های "pistool" به فارسی هستند.
pistool
noun
neuter
دستور زبان
een semi-automatisch handvuurwapen met een langwerpig magazijn in het handvat
-
سلاح کمری
Willen jullie wat pistolen hebben ofzo?
سلاح کمری چیزی واسه دوئلتون نمی خواید ؟
-
اسلحه دستی
سلاح گرم کوچکی است که با دست میتوان آن را بکار گرفت
-
تپانچه
noun neuterZeg'm dat er niks aan de hand is zolang hij't pistool brengt.
بهش بگو که اگه سر موقع با تپانچه بياد همه چيز درست ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pistool " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pistool" با ترجمه به فارسی
-
پیستول نیمهخودکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن