ترجمه "plassen" به فارسی

شاشیدن, ادرار کردن بهترین ترجمه های "plassen" به فارسی هستند.

plassen verb noun دستور زبان

Urine uit de blaas laten stromen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاشیدن

    verb

    Urine uit de blaas laten stromen.

    Het is het minste wat ik kon doen nadat ik op je geplast heb op de basisschool.

    این حد اقل کاری بود که میتونستم بعد از اون شاشیدن روت تو دبستان انجام بدم

  • ادرار کردن

    verb

    Mam, u moet de verpleegster vertellen wanneer u plassen moet.

    مامان ، وقتي ادرار کردي بايد به پرستار بگي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plassen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plassen" با ترجمه به فارسی

  • برکه · جیش · دریاچه · شاش، جیش، ادرار · چاله آب
اضافه کردن

ترجمه های "plassen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه