ترجمه "platform" به فارسی
رمپ, سکوی رایانش, پلت فرم بهترین ترجمه های "platform" به فارسی هستند.
platform
noun
neuter
دستور زبان
een bepaalde omgeving waarin een computer werkt [..]
-
رمپ
vliegveld
-
سکوی رایانش
informatica
-
پلت فرم
auto
In januari 2009 zagen we dagelijks ruim 2 miljoen nieuwe tweets op het platform.
در ژانویه سال ۲۰۰۹، ما شاهد بیش از دو میلیون توییت جدید از این پلت فرم بودیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " platform " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "platform" با ترجمه به فارسی
-
رابط بخش مؤلفه ای
-
نیمه شناور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن