ترجمه "plek" به فارسی
جايگاه, جا بهترین ترجمه های "plek" به فارسی هستند.
plek
noun
feminine
دستور زبان
Een positie of gebied in een ruimte.
-
جايگاه
noun feminineEen positie of gebied in een ruimte.
Op een politiek correct plekje tot deze affaire overgewaaid is.
.از نظر سياسي در يك جايگاه زيبا و موفق هست تا موقعي كه اين مسئله واشينگتون بسته بشه.
-
جا
noun feminineDe plek is vrij.
این جا آزاد است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plek" با ترجمه به فارسی
-
آسیبپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن