ترجمه "pols" به فارسی

مچ, مچ دست, نبض بهترین ترجمه های "pols" به فارسی هستند.

pols noun masculine دستور زبان

''anatomie'': 1. een hand gewricht [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مچ

    noun

    anatomie

    De reden dat ik mijn pols vasthoud, is omdat daarin het geheim van de illusie schuilt.

    دلیل اینکه من مچ دستم رو نگه میدارم اینه که واقعا این راز این حیله وحقه است.

  • مچ دست

    noun

    De beweeglijke en smallere verbinding tussen de voorarm en de hand.

    Nou, als de meisjes achter, de pols van de meisjes aan de voorkant kunnen vasthouden.

    حالا ، لطفاً دخترهای عقبی ، مچ دست دخترهای جلو رو بگیرن.

  • نبض

    noun masculine

    Ze hebben alleen maar naar de ogen en pols gekeken.

    فقط نبض و گشادي مردمک رو چک کرده اند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pols " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pols"

اضافه کردن

ترجمه های "pols" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه