ترجمه "pomp" به فارسی

پمپ, جایگاه سوخت, پمپ بنزین بهترین ترجمه های "pomp" به فارسی هستند.

pomp noun feminine دستور زبان

Een werktuig dat een vloeistof door een inlaatklep opzuigt en vervolgens ze door een uitlaatklep weer uitperst.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پمپ

    noun

    machine

    Het water kwam er sneller in dan dat het eruit gepompt kon worden.

    و آب سریعتراز پمپ های موتور که آب را خارج می کرد وارد قایق میشد.

  • جایگاه سوخت

    noun feminine
  • پمپ بنزین

    noun feminine

    Dus je bent niet meer hulpeloos aan de pomp.

    بنابراین دیگر شما در پمپ بنزین احساس درماندگی نمی کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pomp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pomp" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pomp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه