ترجمه "poort" به فارسی
در, درگاه, دروازه بهترین ترجمه های "poort" به فارسی هستند.
poort
noun
masculine
دستور زبان
met deuren afsluitbare doorgang door een muur
-
در
noun commonNu heeft hij alles om de poort aan te drijven.
حالا اون تمام چيزا رو در دست داره که بتونه نيروي راه عبور رو تأمين کنه.
-
درگاه
nouncomputer
Maar als je eenmaal aan een poort zit, heb ik direct toegang tot ze.
ولي وقتي که با يه درگاه تعديل بشي ، مستقيماً بهشون دسترسي پيدا مي کنم.
-
دروازه
noun commondoorgang (bouwwerk)
Een meisje en haar vrienden lopen om middernacht door de poort.
دخترک و دوستاش نيمه شب از دروازه رد ميشن.
-
درگاه رایانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poort " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "poort"
عباراتی شبیه به "poort" با ترجمه به فارسی
-
درگاه سریال
-
دروازه منطقی
-
دروازه وارونگر
-
اتاق دروازهبان
-
درگاه سری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن