ترجمه "praline" به فارسی
پرالین ترجمه "praline" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Het woord Praline is van zijn naam (Praslin) afgeleid. ↔ ناحیه بروکا در لوب پیشانی را به افتخار وی، نام گذاردهاند.
praline
noun
feminine
دستور زبان
Een klein stukje chocolade, vaak als snoepje.
-
پرالین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "praline" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Het woord Praline is van zijn naam (Praslin) afgeleid.
ناحیه بروکا در لوب پیشانی را به افتخار وی، نام گذاردهاند.
Ik had de praline niet moeten nemen.
نبايد با طعم بادوم ميگرفتم