ترجمه "procedure" به فارسی
روند, روال, رویه بهترین ترجمه های "procedure" به فارسی هستند.
procedure
noun
feminine
دستور زبان
-
روند
NounDenk goed na, want de procedure verschilt naargelang de situatie.
چون روند کار براي سه ماه با چهار ماه فرق داره.
-
روال
noun feminineDe bijbel vereist geen specifieke procedures of een speciaal soort huwelijksceremonie.
کتاب مقدس ما را ملزم به نگاه داشتن یک روال خاص و یا اجرای مراسم ازدواج ویژهای نمیکند.
-
رویه
noun feminineDeze zelfde procedure kan bij het houden van een lezing vanaf het podium worden gevolgd.
از همین رویه میتوان در ارائهٔ گفتار از روی سکو نیز استفاده کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procedure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "procedure" با ترجمه به فارسی
-
sop
-
رویه ذخیرهشده
-
رویه انبار شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن