ترجمه "profiel" به فارسی
شناسينه, نمایه, نمایه بهترین ترجمه های "profiel" به فارسی هستند.
profiel
noun
neuter
دستور زبان
De vorm, aanblik of schaduw van iemands hoofd van opzij gezien.
-
شناسينه
noun -
نمایه
nounen vormde het tot ik het juiste profiel had.
و ردش کردم رفت تا بالاخره، میدونید، به نمایه درست رسیدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profiel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Profiel
-
نمایه
nounen vormde het tot ik het juiste profiel had.
و ردش کردم رفت تا بالاخره، میدونید، به نمایه درست رسیدم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن