ترجمه "prothese" به فارسی

اندامسازی, اندام ساختگی, دندان برساخته بهترین ترجمه های "prothese" به فارسی هستند.

prothese noun feminine دستور زبان

een kunstmatig lichaamsdeel

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندامسازی

    noun
  • اندام ساختگی

  • دندان برساخته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prothese " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prothese
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندان برساخته

    tandheelkunde

اضافه کردن

ترجمه های "prothese" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه