ترجمه "provincie" به فارسی
استان, ولایت بهترین ترجمه های "provincie" به فارسی هستند.
provincie
noun
feminine
دستور زبان
een staatkundig onderdeel van een land [..]
-
استان
nounاستان یکی از تقسیمات کشوری
Sommige vestigden zich in Pella, in de provincie Perea.
برخی از آنان در پِلا واقع در استان پیریا ساکن شدند.
-
ولایت
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provincie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "provincie" با ترجمه به فارسی
-
ایلیریا
-
استانهای هلند
-
استانهای ترکیه
-
استانهای اسپانیا
-
استانهای ایران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن