ترجمه "punt" به فارسی

نقطه, توک, نوک بهترین ترجمه های "punt" به فارسی هستند.

punt noun masculine neuter دستور زبان

een spits toelopend uiteinde [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    wiskunde

    Hier zie je de Duitse leeftijdspiramide, dat kleine zwarte puntje daarboven, dat ben ik.

    چیزی که اینجا می بینید مثلت عمر آلمانی هاست واین نقطه سیاه در این بالا من هستم.

  • توک

    noun masculine
  • نوک

    noun masculine

    Mag ik mijn punt slijpen?

    آیا می توانم نوک مدادم را تیز کنم؟

  • ترجمه های کمتر

    • پنده
    • پوان
    • پوینت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Punt
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    teken

    Hier zie je de Duitse leeftijdspiramide, dat kleine zwarte puntje daarboven, dat ben ik.

    چیزی که اینجا می بینید مثلت عمر آلمانی هاست واین نقطه سیاه در این بالا من هستم.

  • نقطه (الفبای لاتین)

    diakritisch teken

  • پوینت

    maat

تصاویر با "punt"

عباراتی شبیه به "punt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "punt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه