ترجمه "put" به فارسی

چاه, چاله, گرسنگی بهترین ترجمه های "put" به فارسی هستند.

put noun verb masculine دستور زبان

een pijpvormige uitholling in een oppervlak

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاه

    noun

    Jezus predikte tot de vrouw bij de put.

    عیسی بر سر چاه به زن سامری موعظه کرد.

  • چاله

    noun masculine

    Onze arme hond Jigs was uitgegleden en in de put gevallen.

    طفلک سگمان جیگز سُر خورد و افتاد توی چاله.

  • گرسنگی

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • گود
    • گودال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " put " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "put" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه