ترجمه "rad" به فارسی
چرخ, راد بهترین ترجمه های "rad" به فارسی هستند.
rad
adjective
noun
neuter
دستور زبان
-
چرخ
noun neuterZo draait het rad van bedrog nog eens rond.
و اینجوری یه بار دیگه چرخ خیانت برمیگرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rad
-
راد
adjectivestraling
dat drie miljoen rad aan straling aan kan.
می تواند ۳ میلیون راد (واحد اندازه گیری تشعشع) را بگیرد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن