ترجمه "regel" به فارسی
قانون, خط, خطکش بهترین ترجمه های "regel" به فارسی هستند.
regel
noun
verb
masculine
دستور زبان
een zin in een tekst [..]
-
قانون
nounDan ben ik de uitzondering die de regel bevestigt.
پس من بايد استثناي اين قانون شما باشم.
-
خط
nounElke kleur, stip, elke regel is een element van het weer.
هر رنگ ، نقطه، و هر یک خط عنصر آب و هوا است.
-
خطکش
noun
-
ترجمه های کمتر
- بيان
- ترتیب
- حکم
- قاعده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "regel"
عباراتی شبیه به "regel" با ترجمه به فارسی
-
انطباق دادن · سازگار کردن
-
کلکسیون قانون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن