ترجمه "repareren" به فارسی
تعمیر, درست کردن, بازسازی بهترین ترجمه های "repareren" به فارسی هستند.
repareren
verb
دستور زبان
iets weer in werkende staat brengen [..]
-
تعمیر
nounIk repareer het huis.
من خانه را تعمیر میکنم.
-
درست کردن
verbNa alle mislukte pogingen om ons productiemodel te repareren,
بعد از اینکه همه تلاش هامون برای درست کردن نمونه شکست خورد،
-
بازسازی
nounDe functionele neurochirurg droomt ervan om het brein te kunnen repareren.
و رؤیای جراحان مغز و اعصاب کنشی اینه که مغز را بازسازی کنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repareren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن