ترجمه "reptiel" به فارسی

خزندگان, خزنده, حيوان خزنده بهترین ترجمه های "reptiel" به فارسی هستند.

reptiel noun neuter دستور زبان

dierkunde [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خزندگان

    noun

    dierkunde

    Een vissensoort ging het land op en daarvan kwamen, onder andere, de zoogdieren en de reptielen voort.

    یکی از گونههای ماهی به زمین آمد و پستانداران و خزندگان را بوجود آورد.

  • خزنده

    noun neuter

    Geen plek voor mens of reptiel, vond ik.

    فکر کردم جايي براي انسان و حيوان خزنده نيست.

  • حيوان خزنده

    noun neuter

    Geen plek voor mens of reptiel, vond ik.

    فکر کردم جايي براي انسان و حيوان خزنده نيست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reptiel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reptiel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reptiel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه