ترجمه "reservoir" به فارسی
مخزن سد, مخزن بهترین ترجمه های "reservoir" به فارسی هستند.
reservoir
plaats waar water of een andere vloeistof bewaard kan worden
-
مخزن سد
-
مخزن
De spullen liggen een goede meter diep begraven onder dit reservoir.
انبار يک ونيم متر زيرِ اين مخزن آب جاسازي شده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reservoir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reservoir" با ترجمه به فارسی
-
مهندسی مخزن
-
منبع طبیعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن