ترجمه "respect" به فارسی
احترام, ادب بهترین ترجمه های "respect" به فارسی هستند.
respect
noun
neuter
دستور زبان
eerbied uit hoogachting of angst [..]
-
احترام
nounMijn, uit respect voor haar positie, lieten we haar leven.
ولی ، از روی احترام به شغل و موقعیتش ، گذاشتیم زندگی کنه.
-
ادب
nounEn nu heeft ze geen respect meer voor u.
حالا هم که بي ادب شدي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن