ترجمه "rest" به فارسی
باقيمانده, باقیمانده بهترین ترجمه های "rest" به فارسی هستند.
rest
noun
feminine
دستور زبان
wat er overblijft [..]
-
باقيمانده
noun masculineIn de mathematica, het resultaat van een aftrekkind.
Ik begroef de juwelen en de rest voor de veiligheid op het grondgebied.
مادرت و همه چيزهاي باقيمانده در زمين براي امانت
-
باقیمانده
Maar wat je er dagelijks vindt zijn geen menselijke resten, zoals Selam en Lucy.
ولی هر روز شما باقیمانده انسان ها، مثل 'سِلام' و 'لوسی' را پیدا نمی کنید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن