ترجمه "rib" به فارسی

دنده ترجمه "rib" به فارسی است.

rib noun masculine دستور زبان

elk van de platte, boogvormige beenderen die de [[borstkas]] omsluiten [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دنده

    noun

    anatomie

    Haar vader brak alleen wat ribben, maar Lucy had ernstig hoofdletsel.

    دنده هاي پدرش شکست ، اما لوسي به شدت سرش آسيب ديد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rib " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rib"

اضافه کردن

ترجمه های "rib" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه