ترجمه "ring" به فارسی

حلقه, انگشتر, واشر بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.

ring noun masculine دستور زبان

een cirkelvormig sieraad voor om de vinger. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلقه

    noun

    wiskunde [..]

    Ik weet niet hoe je een ring voor overdag maakt.

    من نميدونم چطوري بايد يه حلقه براي جلوگيري از نور خورشيد بسازم.

  • انگشتر

    sieraad

    Ik vraag je niet om midden op de dag zonder jouw ring naar buiten te gaan.

    نگفتم وسط روز روشن ، بدون انگشتر تو خيابون بدويي که.

  • واشر

    schroef

    Op een dag gaat de vaatwasser stuk, heeft een nieuwe o-ring nodig.

    یه روز ماشین ظرفشویی خراب شد ، یه واشر جدید لازم داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ring"

عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه