ترجمه "roken" به فارسی

دود دادن, دود دهی, دود کردن بهترین ترجمه های "roken" به فارسی هستند.

roken verb دستور زبان

rook afgeven [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دود دادن

    verb

    Levensmiddelen in de rook van een houtvuur plaatsen, om ze te conserveren.

  • دود دهی

    voedsel

  • دود کردن

    verb

    Naast een snelweg wonen is hetzelfde als 17 sigaretten per dag roken.

    اگر کنار بزرگراه زندگی کردن به دود کردن روزی ۱۷ نخ سیگار میماند.

  • ترجمه های کمتر

    • سیگار کشیدن
    • کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "roken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "roken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه