ترجمه "rond" به فارسی
gerd, دایره, مدور بهترین ترجمه های "rond" به فارسی هستند.
rond
adjective
noun
adposition
adverb
neuter
دستور زبان
cirkelvormig [..]
-
gerd
adjective -
دایره
adjectiveAls je kinderen hebt, weet je dat kinderen graag rondjes blijven lopen.
اگر شما پدر یا مادر هستید، میدانید که کودکان عاشق این اند که هی دایره بکشند.
-
مدور
adjectiveVertel me over een witte, ronde kamer... waar vampiers de zon ontmoeten.
درباره ي يه اتاق سفيد مدور بگو که خون آشامها داخلش زير خورشيد ميرن.
-
ترجمه های کمتر
- پیرامون
- گرد
- گِرد
- گِردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rond" با ترجمه به فارسی
-
تور دو فرانس
-
پرانتز
-
پرانتز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن