ترجمه "ros" به فارسی
اسب ترجمه "ros" به فارسی است.
ros
adjective
noun
neuter
دستور زبان
-
اسب
nounNu heb ik een ros dat waardig is van het leiden van mij in de strijd tegen Lucifer hemzelf.
حالا من یه اسب شایسته دارم که که در جنگ با لوسیفر به کارم بیاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ros " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ros" با ترجمه به فارسی
-
نوکانبری دمنواری
-
چکاوک سردمسیاه
-
وانگای حنایی
-
مرغ حق سرخگون
-
قوش آهنیرنگ
-
دوچرخه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن