ترجمه "rotten" به فارسی
لخسیدن, پوسیدن, گندیدن بهترین ترجمه های "rotten" به فارسی هستند.
rotten
verb
noun
دستور زبان
-
لخسیدن
verb -
پوسیدن
verbIk zei,'rotten in een cel.'
گفته بودم ، " پوسیدن تو سلول ".
-
گندیدن
verbWeet je wat rottend vlees doet met drinkwater?
می دونی گوشت درحال گندیدن چه بلایی سر آب آشامیدنی میاره ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rotten" با ترجمه به فارسی
-
puside · پوسیده
-
دستور اخراج
-
سنگ (زمینشناسی)
-
ترقه
-
تخته سنگ · سنگ · صخره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن