ترجمه "rouw" به فارسی

سوگواری, غم, اندوه بهترین ترجمه های "rouw" به فارسی هستند.

rouw noun verb masculine دستور زبان

grote smart of droefenis na een verlies

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوگواری

    Bedenk dat ze een natuurlijk en noodzakelijk deel van het rouwen vormen.

    فراموش نکنید که جاری شدن اشکها به هنگام سوگواری طبیعی و ضروری است.

  • غم

    noun

    Besef dat slaap essentieel is om met de vermoeidheid om te gaan die met rouw gepaard gaat.

    خواب برای فرد داغدار بهخصوص اهمیت دارد تا بتواند با خستگی ناشی از غم و ناراحتی کنار آید.

  • اندوه

    noun masculine

    Hun rouw als ballingen maakt plaats voor uitbundige vreugde en lof omdat zij eindelijk vrij zijn.

    ماتم و اندوه دوران بردگی جای خود را به وجد و شادی و ستایش یَهُوَه میدهد زیرا سرانجام آزاد گشتهاند.

  • زاری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rouw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rouw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه