ترجمه "rug" به فارسی

پشت, پس, پشت انسان بهترین ترجمه های "rug" به فارسی هستند.

rug noun masculine دستور زبان

zijde van de romp tegenover de buik en borst gelegen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Het achterste deel van het lichaam, in het bijzonder het deel tussen de nek en het einde van de ruggengraat en tegenovergesteld aan de borst en buik.

    Ik heb een kromme rug.

    من پشت خمیدهای دارم.

  • پس

    noun masculine

    Keer je rug naar deze arme vrouwen en leg verantwoording af.

    تو اين زنهاي درمانده رو پس زدي و تمام عمرت تاوانش رو پس ميدي

  • پشت انسان

    anatomie

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rug

Rug (anatomie)

+ اضافه کردن

"Rug" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rug در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rug"

عباراتی شبیه به "rug" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه