ترجمه "ruit" به فارسی
پنجره, لوزی, جام شيشه بهترین ترجمه های "ruit" به فارسی هستند.
ruit
noun
verb
masculine
دستور زبان
Een parallellogram, waarvan alle zijden dezelfde lengte hebben.
-
پنجره
nounZe drukte haar neus tegen de ruit.
او بینیاش را روی پنجره فشار داد.
-
لوزی
nounGeef het een klein duwtje -- het wordt een ruit.
کمی هلش دهید تا لوزی شود.
-
جام شيشه
-
ترجمه های کمتر
- پنجر
- پنجره شيشه منقوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ruit
-
لوزی
meetkunde
Geef het een klein duwtje -- het wordt een ruit.
کمی هلش دهید تا لوزی شود.
تصاویر با "ruit"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن