ترجمه "rundvlees" به فارسی
گوشت گاو, گوشت گوساله بهترین ترجمه های "rundvlees" به فارسی هستند.
rundvlees
noun
neuter
دستور زبان
het vlees van een volwassen rund [..]
-
گوشت گاو
Zo had ik geruild met rundvlees voor paardvlees.
بنابرين من مجبورشون کردم گوشت گاو رو با گوشت اسب عوض کنن.
-
گوشت گوساله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rundvlees " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rundvlees"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن