ترجمه "ruw" به فارسی

خام, خشن, رکيک بهترین ترجمه های "ruw" به فارسی هستند.

ruw adjective verb دستور زبان

oneffen, niet glad [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خام

    adjective

    Maar de ruwe olie wordt vervangen door de batterij.

    اما نفت خام جای خود را به باتری داده است.

  • خشن

    adjective

    En onze God behandelt ons nooit ruw of wreed.

    رفتار خدا هیچ گاه خشن و بیرحمانه نیست، بلکه نسبت به دوستدارانش «بسیار رحیم و مهربان» است.

  • رکيک

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • رکيک ، مبتذل
    • زبر
    • زمخت
    • ساینده
    • مبتذل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ruw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ruw" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ruw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه