ترجمه "schaal" به فارسی
اسکره, مقیاس در نقشه, مقیاس قسمی بهترین ترجمه های "schaal" به فارسی هستند.
schaal
noun
feminine
دستور زبان
Een meestal ovaal vat dat gebruikt wordt om voedsel in te bewaren, de mengen of te presenteren, zoals salade, fruit of soep, of andere voorwerpen in te bewaren.
-
اسکره
noun common -
مقیاس در نقشه
-
مقیاس قسمی
verhouding
-
ترجمه های کمتر
- ممقياس
- پوسته
- پیاله
- کاسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schaal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "schaal"
عباراتی شبیه به "schaal" با ترجمه به فارسی
-
مقیاس ریشتر
-
مقیاس ماکروسکپیک
-
مقیاس لگاریتمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن