ترجمه "schat" به فارسی
گنجینه, جان, دلبر بهترین ترجمه های "schat" به فارسی هستند.
schat
noun
verb
masculine
دستور زبان
verzamelde rijkdom [..]
-
گنجینه
nounverzamelde rijkdom
We gingen het internet op, de grootste schat aan plaatjes die de mens ooit heeft gemaakt.
رفتیم سراغ اینترنت بزرگترین گنجینه عکسها که انسانها تاکنون آفریده اند.
-
جان
nounDeskundigen schatten dat in de 20ste eeuw honderden miljoenen mensen zijn overleden aan pokken.
محققان تخمین زدهاند که طی قرن بیستم صدها میلیون نفر از آبلهمرغان جان سپردند.
-
دلبر
noun
-
ترجمه های کمتر
- عزیز
- گنج
- دلارام
- دلدار
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Schat
-
گنج
nounrijkdom
Het was geen letterlijke schat, maar het was wel van grote waarde.
این گنج، جواهری گرانقیمت نبود، بلکه ارزش آن در چیزی دیگر بود.
عباراتی شبیه به "schat" با ترجمه به فارسی
-
گنجهای راکهام
-
برآوردگر
-
دلارام · دلبر · دلدار · یار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن