ترجمه "schijf" به فارسی
دیسک, قاچ, قرص (ریاضی) بهترین ترجمه های "schijf" به فارسی هستند.
schijf
noun
feminine
دستور زبان
een plat en rond voorwerp [..]
-
دیسک
nounDeze schijf van 7,5 cm bevat 100 miljard strengen magnetisch veld.
یک صد میلیارد رشته از میدان مغناطیسی در یک دیسک سه اینچی وجود داره.
-
قاچ
noun neuter -
قرص (ریاضی)
wiskunde
-
ترجمه های کمتر
- لزگه
- لشکه
- لوح فشرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " schijf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "schijf" با ترجمه به فارسی
-
دیسک سخت
-
دیسک سخت
-
صفحه فستوس
-
هرم غذایی
-
قرص پیش–سیارهای
-
دیسک نوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن