ترجمه "schommel" به فارسی

تاب, تاب بهترین ترجمه های "schommel" به فارسی هستند.

schommel noun verb common دستور زبان

een hangend speeltuig bestaande uit touw en een zitje

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب

    noun

    een hangend speeltuig bestaande uit touw en een zitje

    Mijn nieuwe detail is een meisje dat van een schommel springt?

    سر نخ جديدم يه دختره که داره تاب ميخوره ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schommel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Schommel
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب

    noun

    Schommeltjes, gratis zonnebloempitten, spiegeltje om in te koeren.

    يه تاب کوچولو دانه مجاني يه آينه که بهش آويزونه

تصاویر با "schommel"

عباراتی شبیه به "schommel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "schommel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه