ترجمه "schrijver" به فارسی

نویسنده, نويسنده, مؤلف بهترین ترجمه های "schrijver" به فارسی هستند.

schrijver noun masculine دستور زبان

Een persoon verantwoordelijk voor de inhoud van een uitgegeven roman, boek of tekst.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نویسنده

    noun

    مولف

    Voordat ze schrijver werd, was Nora financieel planner.

    قبل از اینکه یک نویسنده شود نورا یک برنامه ریز مالی بود.

  • نويسنده

    noun masculine

    Het betekent dat de schrijver bedoeld het document om te dienen als een testament.

    يعني اينکه نويسنده قصد داشته اين سند يک وصيت نامه باشه.

  • مؤلف

    noun masculine

    In welke mate heeft het verlangen naar geld of aanzien de integriteit van de schrijver beïnvloed?

    مؤلف تا چه حد در پی ثروت یا شهرت است تا صداقت؟›

  • ترجمه های کمتر

    • نگارنده
    • ویرایشگر
    • پدیدآورنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " schrijver " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "schrijver"

عباراتی شبیه به "schrijver" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "schrijver" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه