ترجمه "semester" به فارسی
ترم, زمستر, نیمسال تحصیلی بهترین ترجمه های "semester" به فارسی هستند.
semester
-
ترم
Het hele semester als mijn collega iets zei was alles wat mijn studenten zagen, een vrouw.
تمام طول اون ترم، هر موقع همکارم حرفی در کلاس میزد، آنچه دانشجویانم میدیدند، یک زن بود.
-
زمستر
periode van een half studiejaar
-
نیمسال تحصیلی
Ze kwam één keer per semester om te praten over haar werk in het buitenland.
اون توی نیمسال تحصیلی یه بار اومد که در مورد کارش توی خدمت در خارج از کشور صحبت کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " semester " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن